خرید بک لینک
من نمي دانم چه بگويم
من نمي دانم به كه بگويم
ولي ميگويم تا
صدايم را بشنوي
نگاهم را ببيني
وتو اگر ديدي وشنيدي
سلام كن
------------------------------------
زندگی شاید آن لحظه مصنوعی است
که نگاه من ، در نی نی چشمان تو
خود را ویران میسازد
ودر این حسی است
که من آن را با ادراک ماه
و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت!

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 3:32

من نمي دانم چه بگويم
من نمي دانم به كه بگويم
ولي ميگويم تا
صدايم را بشنوي
نگاهم را ببيني
وتو اگر ديدي وشنيدي
سلام كن
------------------------------------
زندگی شاید آن لحظه مصنوعی است
که نگاه من ، در نی نی چشمان تو
خود را ویران میسازد
ودر این حسی است
که من آن را با ادراک ماه
و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت!

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 3:32

من نمي دانم چه بگويم
من نمي دانم به كه بگويم
ولي ميگويم تا
صدايم را بشنوي
نگاهم را ببيني
وتو اگر ديدي وشنيدي
سلام كن
------------------------------------
زندگی شاید آن لحظه مصنوعی است
که نگاه من ، در نی نی چشمان تو
خود را ویران میسازد
ودر این حسی است
که من آن را با ادراک ماه
و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت!

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 14:27

هر دفعه میریم چند سال دیگه میاییم ...ولی شما باشید ما زیاد بودیم

این دنیا، دنیای پذیرش هست، پذیرش خداحافظیها، رفتنها، از دست دادنها، نرسیدنها، نداشتنها، نبودنها …

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 12:24

من نمي دانم چه بگويم
من نمي دانم به كه بگويم
ولي ميگويم تا
صدايم را بشنوي
نگاهم را ببيني
وتو اگر ديدي وشنيدي
سلام كن
------------------------------------
زندگی شاید آن لحظه مصنوعی است
که نگاه من ، در نی نی چشمان تو
خود را ویران میسازد
ودر این حسی است
که من آن را با ادراک ماه
و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت!

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 23:39

می ریم میاییم بلاگفا هنوزم هست

با طرح امروز مجلس منتظر همتون هستیم نت تعطیل بشه چی میشه...

هر چیزی  ملت دوس داشته باشه این عصر حجریها مخالفشن

سلامتی همه نت نداشته ها...

چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم

مگر دشمن کند اينها که من با جان خود کردم.

طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری

غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 23:39

این همه سال اومدیم اینجا باز رفتیم باز اومدیم باز باز باز

هیچی تغییر نمیکنه فقط من بزرگتر شدم شما آقاتر خانم تر ...

بدیختی هامونم داغونتر ..

....

آدمیزاد به راحتی فراموش میکند حتی عزیزترین افراد زندگیشو

از دلم دور شدی فکر تو آمد به سرم

خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 17:56

*بازگشت همه به سوی بلاگفاست*

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 9:14

اونجا, که شامهر میگه از وقتی عاشقت شدم فقط حالمو بدتر کردم

حس مشترک واس خیلیاس

ملت ،ٍاٌمت نکنین این کارو با خودتون

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:39

سلطان ابي ميگه: ((بهارو اينجا کسي نديده زمين سربي همش فريب))مرسي از همه کساي اين سالو به بدترين سالهاي زندگي اين ملت تبديل کردن همه ريیسا همه مديراهمه توي صفاهمه نامرداهمه...*از مدير شبکه سه هم ميشه تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 25 خرداد 1398 ساعت: 2:30

98 عزیز از فروردینت که خیری ندیدم پس میچسبیم به اردیبهشتت

این اردیبهشتو باید از دوشنبه شروع کنیم

ولی باز اخر سال باید بگیم وجدانا این بود زندگی؟
و کاش یکی بود میگفت، دوست نداری چند سال برگردونیمت عقب شاید مثل آدم زندگی کردیم


**گذشته دروغی بیش نیست و خاطره بازگشتی ندارد هر بهاری که میگذرد دیگر بر نمیگرد

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 25 خرداد 1398 ساعت: 2:30

مردم عزیز در این شبها تا می توانید توبه کنید و ازفرداش شروع کنید به ادامه دادن مکیدن خون هم دیگه!!!

#التوبه القبول

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 25 خرداد 1398 ساعت: 2:30

پيش ازآن ك بميرم كاش در دل تو من نميرم اگرم مردم مهم نيس تو نشدي يكي ديگه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 23:31

شبي ك شام آخر بود

بدست دوست خنجر بود

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 23:31

لبخند شما در واقع ،
اشک هایی هستند که ؛
سرازیر نمی شوند.

+فرانتس کافکا

برچسب: نویسنده: حسین قاسمی‌پور تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 23:31

صفحه بندی